بسیاری از معامله گران بازارهای مالی مثل فارکش و کریپتو برای بررسی رفتارهای تکرار شونده قیمت از روش های مختلف پرایس اکشن استفاده میکنند. یکی از محبوب ترین در عین حال عمیق ترین سبک های پرایس اکشن RTM است. این سبک پرایسن اکشن توسط آف مایندر (If My Mind Serves Right – IFMYMIND) معرفی شد و در انجمن RTM گسترش یافت. این سبک مبتنی بر منطق رفتار بانک ها و موسسات مالی بزرگ بازار دارد.
پرایس اکشن RTM چیست؟
- پرایس اکشن RTM مخفف Read The Market به معنی «خواندن بازار» است.
- در این سبک معامله گران تلاش میکنند رد پای ورود و خروج پول های بزرگ بازار (Smart money) را پیدا کنند و متناسب با آن به معاملات ورد کنند.
- این سبک بر خلافروش های سنتی پرایس اکشن که بر روی الگوهای کندلی و حمایت ها و مقاومت ها متمرکز است، به رفتار مارکت میکر ها و منابع نقدینگی تمرکز میکند.
فلسفه پرایس اکشن RTM
بانکها و مؤسسات بزرگ مالی بازار را کنترل میکنند.
بازیگران بزرگ بازار برای پر کردن سفارشات خود معامله گران خرد را به دام می اندازند تا نقدینگی خود را تامین کنند.
در سبک RTM هدف شناسایی دام های بازار میکرهای بزرگ است تا با آن ها وارد معامله شد.
مزایای پرایس اکشن RTM نسبت به سایر سبک های پرایس اکشن چیست؟
سبک پرایس اکشن RTM مزایای قابل توجهی نسبت به سیر سبک های پرایس اکشن دارد که مهم ترین آن ها عبارت اند از:
دقت بالاتر در نقاط ورود
در سبک RTM نقاط ورود بسیار نزدیک به استاپ انتخاب می شوند و از دقت بالایی برخوردار است که همین امر ریسک به ریوارد را بسیار افزایش میدهد.
شناخت رفتار مارکت میکرها
در این سبک تمرکز بر شناخت رفتار مارکت میکرهاست،شما یاد میگیرید چرا قیمت قبل از ریزش به بالا میزند یا چرا قبل از صعود یک ریزش ناگهانی دارد.
ریسک کم – سود زیاد
ستاپ های معاملاتی RTM معمولا ریواردهای بالای 5 دارند که ریسک معاملات را به شدت کاهش میدهد.
عدم نیاز به اندیکاتور
سبک RTM بر اساس پرایس اکشن خام است و نیازی به استفاده از اندیکاتورهای پیچیده ندارد.
درک عمیق ساختار بازار
در این سبک معامله گران به دنبال منطق پشت حرکت بازار هستند و فقط به دنبال یافتن الگوهای کلاسیک نیستند.
ستاپ های اصلی RTM
1. FTR (Fail to Return)
تعریف: زمانی که قیمت یک محدوده عرضه یا تقاضا را میسازد و بدون بازگشت دوباره، حرکت شدیدی آغاز میکند.
منطق: نشانهی قوی بودن دستهای بزرگ در آن ناحیه.
کاربرد: شناسایی مناطقی که میتوانند اولین نقطه ورود مطمئن باشند.
2. CP (Continuation Pattern)
تعریف: الگویی شبیه کانال یا پرچم که نشاندهنده ادامهدار بودن روند است.
منطق: بانکها در این مرحله سفارشات بیشتری جمع میکنند تا حرکت اصلی را ادامه دهند.
کاربرد: ورود به معاملات ادامهدهنده در میانهی روند.
3. MPL (Maximum Pain Level)
تعریف: محدودهای که بیشترین معاملهگران خرد در آن متضرر میشوند.
منطق: مارکتمیکر قیمت را به سمتی میبرد که بیشترین استاپها فعال شود.
کاربرد: ورود معکوس در نقطهای که همه بازار در حال ضرر است.
4. FL (Flag Limit)
تعریف: همان محدودهی سقف یا کف یک پرچم که شکست شده و بعداً نقش حمایت/مقاومت بسیار قوی ایفا میکند.
منطق: جایی که بانکها سفارشات اصلی خود را گذاشتهاند.
کاربرد: ورود با ریسک بسیار پایین و تارگتهای بلند.
چرا پرایس اکشن RTM برای معامله گران جذاب است؟
1. کشف منطق پشت حرکات قیمت
بسیاری از معاملهگران تازهکار بارها با این سؤال روبهرو میشوند:
«چرا بازار درست وقتی من وارد میشوم، برمیگردد؟»
در این سبک مشخص می شود حرکات به ظاهر اتفاقی بازار، در واقع توسط بازیگران بزرگ بازار و مارکت میکر ها برنامه ریزی شده اند که اگر تریدر بتواند این حرکات را پیش بینی کند و با بازار میکر ها همراه شود میتواند سود جذابی از بازار بگیرد.
2. ستاپهای تکرارشونده و قابل اعتماد
ستاپهای RTM مثل FTR، CP و MPL بارها در تمام تایمفریمهای مختلف تکرار میشوند.
به همین دلیل تریدر، به جای اینکه دنبال الگوهای نادر و کمیاب باشد، سراغ ساختارهایی میرود که هر روز جلوی چشمش شکل میگیرند.
3. ورودهای دقیق با ریسک به ریوارد بالا
در این سبک معمولا نقاط ورود به حدی دقیق هستند که استاپ بسیار کوچکی ایجاد میکند یعنی در صورت تحلیل درست میتوان با ریسک پایین سود چندین برابری کسب کرد. که این امر باعث میشود برای کسب سود مناسب نیاز به بازکردن معملات متوالی و زیاد نباشد.
4. عدم نیاز به ابزارهای خاص و اندیکاتور های پیچیده
این سبک نیاز به هیچ گونه اندیکاتوری ندارد و چارت خام برای این روش تحلیل کافی است. همین مزیت باعث ایجاد ذهنیتی شفاف و جلوگیری از سردر گمی تریدر ها میشود. و ذهن معامله گر بر روی رفتار واقعی بازار متمرکز میشود.
5. هماهنگی با اسمارت مانی
در این سبک معاملهه گر در سمت درست معامله همراه با بازیگران بزرگ بازار می ایستند و به جای قربانی شدن برنده معاملات می شود.
معایب و چالش های پرایس اکشن RTM
1. زمانبر بودن و سختی یاد گیری
RTM بر خلاف پرایس اکشن کلاسیک بسیار پیچیده و عمیق است .
در ابتدای یاد گیری یافتن ستاپ های معاملاتی روی نمودار بسیار مشکل است و نیاز به تمرین و تکرار فراوان برای مسلط شدن دارد.
بسیاری از تریدر ها در ابتدای یادگیری سردم گم و آشفته میشوند.
2. نبود منابع آموزشی رسمی و یکپارچه
برخلاف سبکهایی مثل ICT یا Wyckoff، آموزش RTM پراکنده است:
بیشتر منابع آن در انجمنها و دورههای غیررسمی موجود است.
زبان انگلیسی برای منابع اصلی لازم است.
همین باعث میشود یادگیری برای فارسیزبانان دشوارتر باشد.
3. نیاز به مدیریت سرمایه بسیار قوی
ورودهای کوچک با استاپلاسهای محدود، معامله گر را وسوسه میکند که حجم معامله را بالا ببرد. اگر معاملهگر مدیریت ریسک درستی نداشته باشد، ممکن است با یک یا دو استاپ متوالی ضرر سنگینی کند.
4. کمال گرایی
به دلیل دقیق بودن نقاط ورود RTM بع مرور تریدر ها به کمال گرایی روی می آوردند که همین امر باعث ایجاد استرس زیاد، از دست داند موقعیت های خوب و ورود های زود هنگام و دیر هنگام میشود.
سوالات متداول درباره پرایس اکشن RTM
پرایس اکشن RTM چیست؟
RTM یا Read The Market یک سبک پرایس اکشن پیشرفته است که بر اساس رفتار بانکها و مؤسسات مالی طراحی شده و به دنبال شناسایی نقدینگیها و تلههای بازار است.
فرق پرایس اکشن RTM با پرایس اکشن کلاسیک چیست؟
پرایس اکشن کلاسیک بیشتر بر کندلاستیکها و حمایت/مقاومت تمرکز دارد، اما RTM به دنبال ردپای پولهای بزرگ و منطق پشت حرکات قیمت است.
مزایای سبک RTM چیست؟
ورودهای دقیق، ریسک به ریوارد بالا، درک عمیقتر از بازار، و عدم نیاز به اندیکاتورها از مهمترین مزایای RTM هستند.
ستاپهای اصلی RTM کدامند؟
ستاپهایی مثل FTR، CP، MPL، FL و QM مهمترین الگوهای معاملاتی در سبک RTM هستند.
یادگیری RTM برای چه کسانی مناسب است؟
این سبک برای معاملهگرانی مناسب است که تجربه کافی در پرایس اکشن دارند و میخواهند دید عمیقتری از رفتار بازار پیدا کنند. برای افراد کاملاً مبتدی شاید کمی سخت و پیچیده باشد.

بدون دیدگاه